یادداشت/

از هشت سال دفاع تا دوازده روز ایستادگی

هشت سال دفاع مقدس، تنها روایتی از یک جنگ نیست؛ روایت مردمی است که در روزهای سخت، معنای ایستادگی را به تصویر کشیدند.

کدخبر: ۳۵۹۲
انتشار۲۹ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۵۳

یادداشت/روایت یک ملت از هشت سال دفاع مقدس، تنها روایتی از یک جنگ نیست؛ روایت مردمی است که در روزهای سخت، معنای ایستادگی را به تصویر کشیدند.

روایت جنگ را نمی‌توان فقط از روی نقشه عملیات‌ها خواند؛ گاهی باید به خانه‌هایی نگاه کرد که چراغشان در شب‌های جنگ روشن مانده است. جنگ، پیش از آنکه بر روی نقشه‌ها ترسیم شود، در زندگی مردم اتفاق می‌افتد. صدای آژیر که بلند می‌شود، نخستین چیزی که تغییر می‌کند، زندگی عادی انسان‌هاست؛ مدرسه، بازار، محل کار، سفر، دورهمی‌های خانوادگی و حتی خواب شبانه. با این حال، در دل همین آشفتگی، جامعه می‌تواند شکل دیگری از زندگی را تجربه کند؛ شکل زندگی‌ای که در آن «من» جای خود را به «ما» می‌دهد.

دفاع مقدس هشت‌ساله ایران، یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این تجربه اجتماعی است؛ جنگی که روایت آن فقط در خطوط مقدم جبهه خلاصه نمی‌شود. پشت هر رزمنده، خانواده‌ای ایستاده بود؛ پشت هر سنگر، شهری قرار داشت و پشت هر عملیات، مردمی بودند که به شیوه خود در تأمین، پشتیبانی و استمرار زندگی کشور سهم داشتند.

جنگ، فقط در سنگرها نبود در سال‌های دفاع مقدس، مردم نقش‌های متفاوتی بر عهده گرفتند. گروهی راهی جبهه شدند و گروهی در پشت جبهه ماندند؛ اما ماندن، به معنای بی‌نقشی نبود. زنان در کنار مسئولیت‌های خانوادگی، در فعالیت‌های امدادی و پشتیبانی مشارکت کردند.

دانش‌آموزان و معلمان در برنامه‌های مختلف کمک‌رسانی حضور داشتند. کارگران و کشاورزان به تولید ادامه دادند و بازار و اصناف نیز در تأمین نیازهای جامعه و جبهه‌ها نقش داشتند.

مردم، در آن سال‌ها فقط تماشاگر جنگ نبودند؛ هرکس به اندازه توان خود بخشی از بار آن روزها را بر دوش کشید. و شاید مهم‌ترین میراث اجتماعی آن دوران همین باشد:

دفاع، تنها وظیفه یک گروه نبود؛ به یک تجربه جمعی تبدیل شده بود.

دوازده روز؛ یک تجربه در زمانه‌ای متفاوت

جنگ ۱۲روزه را نمی‌توان از نظر مدت، شرایط سیاسی، فناوری و شکل زندگی اجتماعی با دفاع مقدس هشت‌ساله یکسان دانست. این دو، دو تجربه تاریخی متفاوت‌اند. اما می‌توان در هر دو، نقش جامعه را به عنوان یکی از عناصر مهم تاب‌آوری بررسی کرد.

از بسته‌های جبهه تا پیام‌های یک گوشی که شکل مشارکت مردم تغییر کرده است. در دهه ۶۰، کمک‌رسانی می‌توانست در قالب بسته‌ای از مواد غذایی، لباس، دارو یا کمک نقدی باشد. امروز اما میدان مشارکت گسترده‌تر شده است. شهروندان می‌توانند در کنار کمک‌های مستقیم، با اطلاع‌رسانی مسئولانه، کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده، همکاری با نهادهای امدادی و پرهیز از بازنشر اخبار تأییدنشده، در مدیریت اجتماعی بحران نقش داشته باشند.

در جنگ هشت‌ساله، رسانه عمدتاً از مسیرهای رسمی و محدود فعالیت می‌کرد؛ امروز هر تلفن همراه یک رسانه بالقوه است. این تغییر، یک فرصت بزرگ و همزمان یک مسئولیت بزرگ‌تر ایجاد کرده است.

مردم؛ حلقه‌ای میان میدان و زندگی

شاید اگر بخواهیم فاصله میان دفاع مقدس هشت‌ساله و جنگ ۱۲روزه را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: زمان تغییر کرده، ابزارها تغییر کرده‌اند، اما مسئله «جامعه در روزهای سخت» همچنان باقی است. مردم در هر دوره، متناسب با شرایط زمانه خود واکنش نشان می‌دهند. یک نسل ممکن است با اعزام به جبهه، پشتیبانی از رزمندگان و تحمل سال‌های جنگ نقش‌آفرینی کند و نسل دیگری با امدادرسانی، حفظ آرامش خانواده، کمک به آسیب‌دیدگان و رفتار مسئولانه در فضای رسانه‌ای.

این تفاوت‌ها را نباید نادیده گرفت؛ همان‌طور که نباید میان دو دوره تاریخی، شباهت‌های مصنوعی ساخت. آنچه می‌توان از هر دو تجربه آموخت، اهمیت همبستگی اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و حفظ زندگی مردم در دل بحران است.

جنگ تمام می‌شود؛ خاطره مردم می‌ماند

جنگ‌ها سرانجام به پایان می‌رسند؛ آتش‌بس اعلام می‌شود، خیابان‌ها دوباره شلوغ می‌شوند، مدارس بازمی‌گردند، بازار جان می‌گیرد و زندگی آرام‌آرام مسیر عادی خود را پیدا می‌کند. اما چیزی باقی می‌ماند که در هیچ گزارش نظامی به‌طور کامل ثبت نمی‌شود: خاطره مردم. خاطره مادری که شب‌های جنگ را با نگرانی گذراند؛ پدری که خانواده‌اش را از منطقه خطر دور کرد؛ امدادگری که در روزهای پراضطراب کنار آسیب‌دیدگان ماند؛ کارگری که با وجود دشواری‌ها چراغ محل کارش را روشن نگه داشت؛ و شهروندی که در میان انبوه اخبار، مسئولانه تصمیم گرفت چه چیزی را باور کند و چه چیزی را منتشر نکند.

دفاع مقدس هشت‌ساله و جنگ ۱۲روزه، هر کدام متعلق به زمان و شرایط تاریخی خود هستند؛ اما هر دو یادآور یک حقیقت‌اند: در روزهای سخت، کشور فقط با تجهیزات و امکانات دفاع نمی‌شود؛ جامعه نیز بخشی از توان دفاعی و تاب‌آوری آن است. و شاید تاریخ، بیش از آنکه صدای انفجارها را به خاطر بسپارد، روزی به یاد خواهد آورد که مردم چگونه در میان صدای جنگ، تلاش کردند صدای زندگی را خاموش نکنند.

چاپ
لینک کپی شد

پربازدیدترین

آخرین اخبار